من -که فعلاً برچسبم این است و نباید جدی‌اش گرفت- یک دئیستِ اگزیستانسیالیستِ ایدئالیستِ پراگماتیست هستم. این جمله، استنباطی است که از خود دارم؛ هرچند که همواره از طبقه‌بندی گریزان بوده‌ام، حتی از معرفی خویش در چارچوب یک فرم یا برچسب زدن بر اعتقاداتم. مصداق همان سخن که "Once you label me, you negate me" "همین که بر من برچسب می‌زنی، مرا نفی می‌کنی" یا چیزی از همین دست. اما با این حال، از طنین این کلمات خوش‌آهنگ لذت می‌برم؛ گویی وردی جادویی‌اند. در پی آنم که مطالعات گسترده‌تری در این باب داشته باشم. جالب اینجاست که برای فرار از تعریف شدن در یک چارچوب، خود را با سنگین‌ترین واژگان تعریف‌کننده توصیف کرده‌ام. این‌ها همه اثرات بیکاری، تعطیلیِ دانشگاه و چندین ماه خانه‌نشینی است. اگر سرم با زندگیِ واقعی گرم بود، سراغ این مسائل نمی‌آمدم و با همان بی‌تعریفی خوش بودم، چرا که از داشتن آزادی مفرط لذت عمیقی می‌برم. شاید جسم و حرف در زنجیر باشند و با سانسور یا همان لطافت‌گرایی‌ای که بدان تمایل دارم، جسته و گریخته افکارم را اینجا بنویسم، اما بی‌تعریفی و آزادیِ اقیانوسیِ ذهنم، دیوانه‌ام می‌کند و این برایم خوشایند است.

پی‌نوشت. نوشتن این متن طول کشید چون نیم ساعته که به عنوانش می‌خندم :'}