یک هفته همه با هم هلاهل بودیم. خسته شدیم و مُردیم. مامان دوباره نجاتمان داد. مامان. همیشه مامان. تا ابد مامان و معجزه‌هایش. مامان و خدا بودنش. آه، ممنونم نیروهای کوچک. دیدمتون. ممنونم، همه‌ی فرشته‌ها و پری‌های خونه‌مون.

۰۱:۱۲ بامداد